تبليغاتX
سکوت محض
ادبی، هنری، فرهنگی، اجتماعی
 غزل
 

مشق کن هویّت را با اصول نستعلیق

در مقام آزادی نغمه ساز کن عاشیق

 

ناخوشانه و پردرد هستی و زمان طی شد

ساعت از پس ساعت عمر می شود تفریق

 

از هر آنچه تکراری ناامید و بیزارم

از هر آن چه مردن را می کند به من تزریق

 

لحظه ها به سان شن بر سرم شدند آوار

صبر من به سر آمد پر شد از نو این ابریق

 

مثل ساعتی تنظیم روی ده دقیقه به دو

بر صلیب نومیدی می کشم هراسان جیغ

 

تیک و تاک ساعت ها مثل پتک ، پی در پی

می خورند بر سر و من می شوم در اشک غریق

 

آسمان چشمانم ابری است  و بارانی ست

قطره قطره امّیدم می چکد دوباره ز میغ

 

ای که بعد طوفانها می رسی به ساحل امن

آن که غوطه ور در آب مانده را بکن تشویق

 

بی تحرّک و راکد مانده ام در این مرداب

دیگرم نمانده یکی ملتجا و راه گریغ

 

لحظه های فرّارم مملواند از تردید

اشک خنده آلوده، آه قهقهه آمیغ

 

همچو پاندولی آونگ از زمانه ام ؛ بازآ

تا به جنبشی دیگر وارهم من از تعلیق

 

طرح دیگری افکن براساس نظمی نو

تا که عدل و آزادی را به هم کنم تلفیق

 

نظم نو چکیده ی فکر، حس و کار و تجربه هاست

اشک جوهر قلم است، نافه چیست جز تعریق

 

راه صعب و دشوار است سخت و آدمی خوار است

بی تلاش و بی  کوشش کس نیافته توفیق

 

نظم نو بدون عشق درد دیگر است، عاشق!

بارهای بار این را من نموده ام تحقیق

 

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در شنبه نوزدهم فروردین 1391  |
 عیدانه

نوروز شما خجسته و فرخنده/

از شادی و شور قلبتان آکنده/

در سال جدید عیشتان پاینده/

وز خانه ی تان درخت غمها کنده

|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390  |
 رباعی

تا چند به وهم فهم هستی واله ؟/

از شومی سرنوشت تا کی ناله؟ /

تقدیر برآیند کنشورزی توست /

در بستر تاریخ هزاران ساله

|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390  |
 رباعی

تنها به دلیل حذف تاریخی زن /

بر باد برفت نیمی از عمر وطن / 

وآن نیم دگر به جنگ بی وقفه گذشت /

با آن که مخالف است با نظم کهن


|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در دوشنبه سوم بهمن 1390  |
 رباعی

تا همسر مردان پسرکش شده ایم /

ما راوی اندوه سیاوش شده ایم /

در پیکر فرهنگ شفاهی وطن /

خونیم که از واژه تراوش شده ایم



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در جمعه سی ام دی 1390  |
 طنز کوتاه

پدر: کلاغ؟
پسربچه: پر
پدر: گنجشک؟
پسربچه: پر
پدر: مامان بزرگ؟
پسربچه: کر.
پدر: بابابزرگ؟
پسربچه: گر.
پدر: بابا؟
پسربچه: خر.
پدر: پسر؟
پسربچه: شر.


|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در جمعه بیست و سوم دی 1390  |
 رباعی

در ساحت مردانه و در جنگ و نبرد /

مفهوم تراژیک شده ویژه ی مرد /

آخر ز چه رو هیچ کسی بازنگفت /

تهمینه پس از مردن سهراب چه کرد؟!



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در چهارشنبه چهاردهم دی 1390  |
 رباعی

حال از شب یکهزار و دوّم شنوید /

از کنج حرمسرای سلطان پلید /

کز ترس دسیسه های اغیار حرم /

خواب از سر شهرزادِ آشفته پرید



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در شنبه دهم دی 1390  |
 دعوت به مراسم مرده خواری

با این شتاب رو به کجا می روید

یک لحظه صبر کنید

این کرم زرد و لزج را

تماشا کنید

که از درون دیده ی متورّم

آرام

بیرون خزیده است

این سوسک را نگاه کنید

که روی زبان کبود

با شاخک دراز خویش

کام جسد را لمس می کند

این مایع سیاه را

یک لحظه بنگرید

که از درون سوراخ گوش

روان است

انبوه مورچگان را ببینید

که روی این صورت

در هم می لولند

هوشیار و

با چشم های باز

خوب تماشا کنید

این جسم بادکرده ی بدبو

این زندگی ماست

در زیر گور ظلم

واینجا ضیافتی ست

بشتابید

اینجا ولیمه ی یک جسد تازه می دهند

یاران

به مجلس مرده خواری انسان

خوش آمدید

بفرمایید

این تکه سهم شماست

 نوش جان.

|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در شنبه سوم دی 1390  |
 نکته

تاریخ ما آنقدر از حوادث ناگوار و تلخ آکنده است که ذهن تاریخی ما از یادآوری آن ها می گریزد. شاید از همین روست که ما حافظه ی تاریخی نداریم. فراموشی اختیاری ما در گذر تاریخ به یک بیماری مزمن ناخودآگاه بدل شده است.



|+| نوشته شده توسط مهدی فتوحی در چهارشنبه سی ام آذر 1390  |
 
 
بالا